الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

334

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

رو كرد و گفت : « شما جمعيت جاهل و بىخبرى هستيد » ! ( * ( قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ) * ) . در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد : [ 1 - جهل سرچشمه بت پرستى ] 1 - از اين آيه به خوبى استفاده مىشود ، كه سرچشمه بتپرستى ، جهل و نادانى بشر است ، از يك طرف جهل او نسبت به خداوند و عدم شناسايى ذات پاك او و اينكه هيچگونه شبيه و نظير و مانند براى او تصور نمىشود . از سوى ديگر جهل انسان نسبت به علل اصلى حوادث جهان كه گاهى سبب مىشود حوادث را به يك سلسله علل خيالى و خرافى از جمله بت ، نسبت دهد . از سوى سوم جهل انسان به جهان ما وراء طبيعت و كوتاهى فكر او تا آنجا كه جز مسائل حسى را نمىبيند و باور نمىكند ، اين « نادانىها » دست به دست هم داده و در طول تاريخ ، سرچشمه بتپرستى شده‌اند و گر نه چگونه يك انسان آگاه و فهميده ، آگاه به خدا و صفات او ، آگاه از علل حوادث ، آگاه از جهان طبيعت و ما وراء طبيعت ، ممكن است قطعه سنگى را فى المثل از كوه جدا كند ، قسمتى از آن را در ساختمان منزل ، و يا پله‌هاى خانه مصرف كند ، و قسمت ديگرى را معبودى بسازد ، و در برابر آن سجده نمايد و مقدرات خويش را به دست او بسپارد ؟ ! جالب اينكه در گفتار موسى ع در آيه فوق مىخوانيم كه به آنها مىگويد شما جمعيتى هستيد كه در جهالت به طور مستمر غوطه وريد ( چون تجهلون فعل مضارع است و غالبا دلالت بر استمرار مىكند ) به خصوص اينكه متعلق جهل ، در آن بيان نشده و اين خود دليل بر عموميت و توسعه آن مىباشد . از همه جالبتر اينكه بنى اسرائيل ، با جمله * ( اجْعَلْ لَنا إِلهاً ) * ( معبودى براى ما قرار بده ) نشان دادند كه ممكن است چيزى كه هرگز منشا اثرى نبوده ، نه